چهار دلیل برای استفاده از بالابر کم ارتفاع به جای بالابر دکلی مرتفع

 

مقدمه

زماني که دستگاه طراحي شده براي انجام سريع، آسان و ايمن کارها نتواند انتظارات خواسته شده از آن را براورده سازد، چه اتفاقي مي افتد؟ به عنوان مثال بالابرهاي دکلي مرتفع، دستگاه هاي بسيار کاربردي بوده و براي اهداف مناسبي طراحي شده اند. آنها داراي پايه هاي جمع و جور بوده و تا ارتفاع تقريبي 18 فوت با قابليت مانور مناسب کار مي کنند، اما در مقابل مزاياي آنها دچار افت مي شود. گفتني است براي انجام مناسب کارها در ارتفاع، از قبيل نصب سيم برق و تعويض لامپ ها، يک بالابر سيزري کم ارتفاع کفايت مي کند و کابرد بهتري نسبت به يک دستگاه دکلي مرتفع خواهد داشت.

ظرفيت

وقتي تکنسين هاي تعمير و نگهداري سيستم هاي سرمايشي و گرمايشي قصد انجام تعميرات و يا تميزکاري داشته باشند، قاعدتاً نياز دارند تا با خود وسايل کار و ابزارآلات را به ارتفاع منتقل کنند همچنين ممکن است بيش از يک نفر جهت انجام اين کارها لازم باشد. لذا در چنين مواردي بايد سبد يا سکوي بالابري که از آن استفاده مي شود فضاي کافي را تأمين کرده و همچنين خود بالابر نيز داراي ظرفيت بالابري مناسبي باشد. اينجاست که ضعف بالابرهاي دکلي بلند نمايان مي شود. ابعاد سبد اين دستگاه ها عمدتاً حدود 70 در 90 سانتيمتر است يعني در حدي که بتوان يک نقشه کاغذي را روي آن باز و مشاهده کرد. ممکن است کاربران بتوانند تا دو نفر را روي سبد قرار دهند ولي ديگر فضايي جهت قرار دادن ابزار و قطعاتي مانند سيم، کابل، کانال، لامپ و ... وجود نخواهد داشت، به همين دليل نفرات مجبور خواهند بود براي تأمين لوازم مصرفي خود چندين بار پايين آمده و کابين را بارگيري کنند و مجدداً به بالا بروند. اين امر زمان انجام کار را بيشتر کرده و راندمان انجام کار را پايين آورده و مقرون به صرفه نخواهد بود. استفاده از اين نوع بالابرها براي انجام کارهاي کوچک و حساسي که ارتفاع زياد دارند عالي بوده ولي با بزرگتر شدن پروژه ها و کارها، راندمان اين دستگاه ها نيز پايين مي آيد.

در مقابل يک بالابر آکاردئوني 7 يا 8 متري داراي ابعاد کابين 60 در 140 سانتيمتر و ظرفيت 250 کيلوگرم گزينه مناسبي براي انجام اين قبيل کارها مي باشد. چرا که علاوه بر قرار گرفتن دو يا سه نفر اپراتور روي سبد بالابر، مي توان وسايل و ابزارآلات اضافي را نيز با خود به ارتفاع منتقل کرد و با يک بار بارگيري پروژه مدنظر را انجام داد. گفتني است چنين بالابرهايي معمولاً مجهز به يک سبد اضافي هستند که بصورت افقي از درون سبد اصلي بيرون آمده و فضاي بيشتري را در اختيار کاربر قرار مي دهد.

مانورپذيري

علاوه بر فضاي کابين، سايز کلي بالابر نيز تاثير مستقيمي روي بهره وري آن دارد. يک بالابر با ابعاد مناسب قادر خواهد بود به سرعت در فضاهاي داخلي حرکت کرده و جابجا شود و مانور مناسب داشته باشد که منتج به صرفه جويي در زمان و انجام سريعتر کارها مي گردد. يک بالابر آکاردئوني 12 متري با ابعاد 56 در 30 اينچ اندکي بزرگتر از يک بالابر دکلي 12 متري با ابعاد 53 در 30 اينچ است ولي همان قدرت مانور را خواهد داشت و مي تواند از درب هاي کوچک فضاي داخلي عبور کند، ضمن اينکه ظرفيت دستگاه سيزري به مراتب بيشتر است. لذا در زمينه مانورپذيري استفاده از بالابر آکاردئوني در ارتفاع مشابه منطقي به نظر ميرسد چرا که هم ظرفيت بالابري بالاتري دارد و هم همان قدرت مانورپذيري مناسب را ارائه خواهد داد.

 

 

وزن

وزن يک شاخص اصلي براي تعيين نوع بالابر مورد استفاده در انجام کار را دارد. اين شاخص دليلي براي استفاده از بالابر دکلي سبک خواهد بود. پايين بودن وزن کلي و فشار کمتري که چرخ هاي بالابر سبک روي سطح زمين وارد مي کند، باعث مي شود که کار بدون خسارت پايان يابد (سطح زميني که بالابر روي آن مشغول به کار است معمولاً سراميک يا لمينيت مي باشد). البته پيمانکاران راغب به استفاده از چنين بالابري هستند چرا که زمان کلي انجام پروژه پايين خواهد آمد.

خسارت

نقاط اتصالي در يک بالابر آکاردئوني سبک عمدتاً 2 نقطه است، در حاليکه يک بالابر دکلي بوم دار حداقل 3 يا 4 نقطه اتصال در بدنه اصلي دستگاه دارد که در بعضي مدل ها اين نقاط به 6 اتصال نيز مي رسد. نقاط اتصال اصلي در بدنه بالابر آکاردئوني سبک يکي اتصال جک هيدروليکي با بازوهاي دستگاه و ديگري نقطه اتصال کفي سوار بر بازوها با کابين مي باشد که باعث تمرکز دقيق تکيه گاه (نقطه ثقل) در شاسي دستگاه مي گردد. در حاليکه بالابر دکلي شامل چند نقطه اتصال مي باشد از جمله اتصال بازوها به شاسي بدنه، اتصال بازوها به يکديگر، اتصال بوم به بازو و اتصال بوم بالايي به کابين. که همگي کار را براي مهندسان طراح بالابر به منظور يافتن نقطه ثقل مناسب دستگاه دشوار مي سازد. اصولا نقطه ثقل يک بالابر دکلي در شاسي دستگاه متغير است و معمولاً يک محدوده را براي يافتن تکيه گاه اصلي دستگاه تعيين مي کنند.

 

 

وجود نقاط اتصال زياد در يک بالابر هيدروليکي، در گذر زمان موجب صرف هزينه هاي بيشتري به منظور تعمير و نگهداري دستگاه مي باشد. از آنجايي که اين دستگاه ها هيدروليکي هستند و با سيال هيدروليکي مثل روغن سر و کار دارند لذا هر چه تعداد اتصالات هيدروليکي کمتر باشد ريسک نشتي روغن نيز پايين تر خواهد آمد و در هزينه هاي نگهداري بالابر صرفه جويي بيشتري مي شود.

همچنين کار کردن با بالبرهاي دکلي بوم دار در فضاهاي کوچک نيازمند دقت بيشتر و داراي ريسک بالاتري مي باشد. به عنوان مثال وقتي بالابري در کنار ديوار بالا مي رود امکان برخورد کابين يا بدنه آن با ديوار وجود داردو از آنجايي که يک بالابر آکاردئوني سبک فقط در راستاي عمود بالا مي رود نسبت به بالابر بوم دار که در چند جهت حرکت دارد، ريسک کمتري در وارد کردن خسارت به ديوار و وسايل کنار خود دارد.

Off Canvas Menu

سئو و بهینه سازی توسط دارکوب